تاریخچه گیری

تاریخچه گیری یک بیمار دچار سرگیجه

در واقع یک تاریخچه گیری و معاینه فیزیکی دقیق اساس تشخیص است، تا بتوانیم بصورت سرپایی و قبل از انجام آزمایشات عملکرد سیستم تعادلی و یا اقدامات تکمیلی دیگر، رویکرد دقیق تشخیص را فراهم آوریم و براحتی راه را برای درمان مناسب و بموقع و کافی هموار نماییم.

مهمترین قسمت ارزیابی یک بیمار مبتلا به سرگیجه شرح حال است.

شرح حال دقیق ما را بطرف معاینه دقیق تر رهنمون می سازد.

تاریخچه گیری بیمار دچار سرگیجه بایستی شامل موارد ذیل باشد :

۱.توصیف سرگیجه :

اگر بیمار نمیتواند توصیف دقیقی از سرگیجه خود بدهد، به حمله اول سرگیجه برگردید،

زیرا بخاطر منحصر بفرد بودن و وحشتناک بودن، بیشتر و دقیق تر در ذهن بیمار می ماند.

سرگیجه در واقع احساس واقعی حرکت است که می تواند چرخشی یا حرکات عرضی یا عمودی محیط باشد، یا خود بیمار احساس حرکت داشته باشد.

وجود سرگیجه دلیل قاطعی برای ضایعات محیطی سیستم محیطی (در گوش داخلی)است، اگر چه ضایعات مرکزی نیز می توانند در مواردی ایجاد سرگیجه کنند.

اگر بیمار احساس سبکی سر داشته باشد، می تواند به علت اختلالات قلبی عروقی باشد.

اگر بیمار شکایت عمده تاری دید داشته باشد،

بایستی علل مختلف شامل اختلال عملکرد دو طرفه سیستم تعادلی، اختلالات انکساری بینایی، ضایعات عصب بینائی مانند ضایعات تخریبی میلین،و اختلالات مرکزی را مدنظر داشته باشیم.

اگر همراه سرگیجه کاهش هوشیاری هم گزارش شد، اختلالات ساختمانی و عروقی مرکزی می تواند عامل بروز این حالت باشد، که معمولاً ب ههمراه آن عملکرد حرکتی بیمار نیز از بین می رود.

اگر سرگیجه باعث عدم تمرکز در بیمار شد، عدم توانایی تمرکز و احساس غوطه وری علایم ضایعه سیستم تعادلی محیطی نیستند.

مشکلات متابولیک و روانی و گاهی ضایعات مرکزی می توانند این علایم را ایجاد کنند.

عوارض داروها و استفاده از مواد سمی و یا استنشاق آنها نیز علایم شبه سرگیجه می دهد.

۲.شدت علایم :

اکثراً در بیماریهای محیطی تعادلی، علایم در اولین بروز شدید است و به تدریج از شدت آن کاسته میشود.

اگرعلایم به شدت اولیه ادامه داشته

و هیچگونه فروکشی درعرض چند روز تا چندین ماه نداشته باشد،

ضایعه محیطی مطرح نمی شود،

زیرا حتی اگر ضایعه تخریب کامل یکطرفه سیستم تعادلی محیطی داده باشد؛

جبران مغز علایم را ظرف چند روز تا چند هفته برطرف میکند.

استثناء این حالت در ضایعات تعادلی ناپایدار است که جبران در آنها مقدور نیست (مانند بیماری منییر).

۳٫ گذاریی بودن علایم:

حمله ی سرگیجه وضعیتی خوش خیم چند ثانیه است.

حملات مشکلات عروقی چند دقیقه و منییر چند ساعت طول می کشد.

اختلالات متابولیک، روانی، سموم و عوارض داروها علایم پایدار می دهند، که مربوط به سیستم تعادلی نیستند.

سرگیجه ناشی از لابیرنتیت و نوریت دهلیزی معمولا طولانی ترین سرگیجه ها با علت محیطی هستند که می تواند تا چند روز دوام داشته باشند.

۴٫فاکتورهای تشدید و تسهیل کننده :

مصرف غذای پر نمک باعث تسهیل حمله حاد منییر می شود.

حرکت سر و پهلو به پهلو شدن در رختخواب ازعلل تشدید کننده و ایجاد کننده علایم در بیماری سرگیجه خوش خیم وضعیتی است.

سرگیجه ای که با واسطه سرفه و عطسه بوجود می آید، احتمال نشت پری لنف و یا اختلالات سیستم عصبی مرکزی (افزایش فشار داخل مغزی) را مطرح میکند.

درمواردی که یک دریچه ی سوم در سیستم گوش داخلی ایجاد شده باشد، مانند شکاف مجرای نیم دایره ای فوقانی، احتمال دارد صدای بلند در بیمار ایجاد سرگیجه نماید که این پدیده، پدیده تولیو نام دارد.

سرگیجه ای که با فعالیت ورزشی و تغییر وضعیت بدن اتفاق افتد، می تواند ناشی از مشکلات قلبی عروقی باشد.

۵٫ علایم همراه :

بیماری که درگیری سیستم تعادلی گوش دارد از تهوع و استفراغ شکایت دارد.

سرگیجه ای که همراه دوبینی، اختلال گفتاری، ضعف و اختلال حسی است، علامت درگیری سیستم عصبی مرکزی است، که حملات گذرای ایسکمی، سکته مغزی و مولتیپل اسکلروزیس نمونه هایی از این نوع سرگیجه هستند.

افتادن، علامتی غیر اختصاصی است، اما حملات زمین خوردن علامت ویژه ای است که در بیماری های نارسایی عروق بازیلار، تشنج، حمله های تومارکین در منییر  و در بیماری های قلبی دیده میشود.

۶.حادثه اولیه :

بایستی از بیمارخواسته شود که اولین حمله را بخاطر آورده و توضیح دهد.

چون اطلاعاتی که از آن بدست می آید، ما را برای تصمیم گیری های مهمتر هوشیارتر می سازد.

۷٫داروها و سموم :

داروهایی که بیمار خودش مصرف می کند یا در طی بستری استفاده کرده، آنتی بیوتیکهای وریدی و بخصوص آمینوگلیکوزیدها، بایستی کامل لیست شوند.

۱۰تا۲۰% بیماران دچار سرگیجه شرح حال واضح دارویی دارند.

اختلال فشار وضعیتی در مصرف داروهای ضد فشار خون شایع است.

آرامبخش ها و ضد افسردگی ها باعث اختلالات عملکردی سیستم عصبی مرکزی می شوند.

بایستی تماس بیمار با جیوه، سرب ، سموم ارگانیک و شغلی دقیق بررسی شود،

چون آسیب مخچه ای و سیستم عصبی مرکزی بوجود می آورند.

۸٫ سایر بیماری ها :

تعادل صرفاً وابسته به سیستم تعادلی گوش ‌نیست

و درگیریهای چشمی و حس عمقی نیز قادرند، علایم عدم تعادل ایجاد کنند.

مشکلات دریچه ای و نارسایی و آریتمی های قلبی عمدتا احساس سرگیجه ایجاد می کنند.

در دیابت و مصرف زیاد الکل، کمبود ویتامینB12 باعث آسیب سیستم حس محیطی عمقی می شوند،

که ممکن است به صورت سرگیجه درک شود.

نتیجه گیری:

تاریخچه گیری دقیق برای درمان بیمار دچار سرگیجه مهم ترین نقش را بازی می کند.

76